مهمون عزیز

مامان و خواهرا چند روزی اینجا بودن و کلی خوراکیهای خوشمزه برام آوردنزبانخاله و شوهرش هم اومده بودن. جمعه ناهار خونه خاله بودیم به صرف جوجه کباب دخی خاله پز. عصر همه رفتیم بیرون دوری بزنیم که بازم سر از هایپرمی درآوردیم و کلی خرید. شام الویه درست کردم . خیلی وقت میشه الویه تو خونه درست نکرده بودم.

شنبه هم ما رفتیم سر کار و خاله و مامان و بچه ها رفتن خرید. برای ناهار گفتم بیان رستوران آخه من دیگه تا جمعه نمیتونستم تو خونه مهمونی بدم مجبور شدم بگم بیان اینجا.

امروز عصر هم مامان جون خواهرا برگشتن و دلتنگشون شدم دوبارهماچ

آهان راستی یک خبر خیلی خوب دارم که به موقعش میام و بهتون میگم

فعلآ برم کمی استراحت کنم...

هفته خوبی داشته باشیدماچ

/ 0 نظر / 21 بازدید